نوشته شده در 4 مهر 1405، ساعت 21:02

عنوان

عنوان

🌱 و دوباره… درهای مهد به روی خنده‌ها باز شد

ماه‌ها گذشت؛

ماه‌هایی پر از دلتنگی، نگرانی و روزهایی که جای خنده‌های کودکانه، سکوت بر کودکستان نشسته بود...

اما دوباره قدم‌های کوچک شما به مهد رسید🥰

دوباره حیاط، با صدای خنده‌هایتان جان گرفت. 🥹🌈

چه زیباست دیدن چشمان معصوم شما در اولین روزهای بازگشت؛

آمده‌اید تا دوباره بازی کنید، بیاموزید، دوست شوید و کودکی کنید...

💐 کودکان عزیزم، خوش آمدید؛

کودکستان، بی‌حضور شما چیزی کم داشت؛

با آمدنتان، دوباره زندگی در این خانه‌ی کوچک جاری شد.

امید که از این پس، روزهایمان پر باشد از آرامش، لبخند، بازی و خاطره‌های شیرین کودکی. 🤍

به خانه‌ی خودتان خوش آمدید،

کوچک‌ترین‌های دوست‌داشتنیِ ما... 🌸

عنوان

4 مهر 1405، ساعت 21:02۲۰ دقیقه مطالعه
عنوان

🌱 و دوباره… درهای مهد به روی خنده‌ها باز شد

ماه‌ها گذشت؛

ماه‌هایی پر از دلتنگی، نگرانی و روزهایی که جای خنده‌های کودکانه، سکوت بر کودکستان نشسته بود...

اما دوباره قدم‌های کوچک شما به مهد رسید🥰

دوباره حیاط، با صدای خنده‌هایتان جان گرفت. 🥹🌈

چه زیباست دیدن چشمان معصوم شما در اولین روزهای بازگشت؛

آمده‌اید تا دوباره بازی کنید، بیاموزید، دوست شوید و کودکی کنید...

💐 کودکان عزیزم، خوش آمدید؛

کودکستان، بی‌حضور شما چیزی کم داشت؛

با آمدنتان، دوباره زندگی در این خانه‌ی کوچک جاری شد.

امید که از این پس، روزهایمان پر باشد از آرامش، لبخند، بازی و خاطره‌های شیرین کودکی. 🤍

به خانه‌ی خودتان خوش آمدید،

کوچک‌ترین‌های دوست‌داشتنیِ ما... 🌸